الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
643
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
از آنجا كه بزرگان و سردمداران اين مكتب تفسيرهاى مختلفى از آن ارائه دادهاند در ادامه براى شناخت دقيقتر اين مكتب به طور مختصر به بيان ديدگاههاى برخى از آنان مىپردازيم : بنتام « 1 » ( مكتب لذّتگرايى يا اصالت لذّت ) جرمى بنتام ( 1742 - 1832 ) بنيانگذار مكتب سوداگرايى يا اصالت فايده در آغاز قرن نوزدهم ميلادى است . بنتام معتقد است كه هرچه لذتبخش باشد خير است و هرچه موجب رنج انسان گردد ، شرّ است و هدف زندگى ، رسيدن به لذتهاى دنيوى است . بنتام فايده را چنين تعريف مىكند : « خاصيّت يا قابليّت چيزى براى جلوگيرى از رنج و يا تأمين لذت » . وى در كتاب تئورى قانونگذارى مىنويسد : « طبيعت ، انسان را تحت سلطهء لذت و رنج قرار داده است و تمام زندگى و افكار و قضاوتهاى ما ، تحت تأثير همين رنج و لذت مىباشد . اين دو احساس ابدى و هميشگى بايد مورد بررسى و توجّه فلاسفه اخلاق و قانونگذار نيز قرار گيرد . اصل فايدهگرايى همه چيز را تحت شعاع قرار داده و حتّى كسى كه به ظاهر رنجى را متحمّل مىشود و از لذتى چشم مىپوشد براى رسيدن به لذت و نفعى مهمتر يا براى خلاصى از رنجى شديدتر ، چنين مىكند » . « 2 » از ديدگاه بنتام اگر بنا شود هركس در پى سود خود باشد و ديگران را فراموش كند همه از لذت سعادت محروم مىمانند . بنابراين خودپرستى اقتضا دارد كه انسان به منافع ديگران نيز بينديشد ؛ به اين ترتيب ، بنتام در پايان تحليل خود نتيجه مىگيرد كه هدف اخلاق ، تنها تأمين سعادت فردى نيست بلكه به دست آوردن حدّ اكثر منافع براى حدّ اكثر مردم است . از نظر بنتام ، آنچه در انسان ، طبيعى است ، احساس لذت و رنج است و هيچ قانون طبيعى ديگرى در برابر قانونگذار وجود ندارد . بر اين مبنا ، بنتام اساس حقوق طبيعى يا فطرى را مردود مىشمارد و اعلاميّهء حقوق بشر را نوعى سفسطهء آشوب طلبانه مىخواند . « 3 » بنتام معتقد است كه نقش حقوق و دولت ، تأمين امنيّت است زيرا بدون امنيّت ، سعادت جمعى و فردى ممكن نيست او در كتاب « اثر زمان و مكان در امر قانونگذارى » مىنويسد : « در هر جامعهاى ، بعضى از اصول حاكم بر روابط بين جرم و مجازات و روابط بين كارايى و پاداش و همچنين اصول طبقهبندى جرايم ، طورى ثابت و پابرجاست كه اگر در حال حاضر اين روابط و ضوابط عادلانه به نظر مىرسد در همهء زمانها همين بوده و در آينده نيز چنين خواهد بود » . از اينجا بنتام نتيجه مىگيرد كه در حقوق ، در كنار قواعد متغير ، اصول ثابت و غير متغيرى نيز وجود دارد كه از تعقل محض به دست نمىآيد بلكه بايد از طريق فايدهگرايى به آنها دست يافت . جالب اينجاست كه بنتام به اتكاى همين اصالت فايده همجنسگرايى را تأييد مىكند چرا كه به عقيدهء او
--> ( 1 ) . Bentham . ( 2 ) . ر . ك : نظريّهء عمومى حقوق ، ص 149 به بعد . ( 3 ) . ر . ك : كليّات حقوق ، ص 67 .